وای باران باران شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
اسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پر مرغان نگاهم را باران شست
+ نوشته شده توسط صفورا در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت
19:17 |
